ارزیابی علمی و داده‌محور خسارت، پیش شرط بازسازی هوشمند و عادلانه است
ارزیابی علمی و داده‌محور خسارت، پیش شرط بازسازی هوشمند و عادلانه است

به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده نگری، دویست‌وپنجاه‌وچهارمین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری با عنوان «روش‌های نوین ارزیابی خسارات بحران‌های طبیعی و انسان‌ساخت با تأکید بر جنگ‌های تحمیلی اخیر» از سلسله نشست‌های «ایران مانا و مانایی ایرانی» و با همکاری پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله برگزار شد.
در این نشست، بابک منصوری؛ رئیس پژوهشکده مدیریت خطرپذیری و بحران پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله، به‌عنوان دبیر علمی نشست و عبدالرضا سروقد مقدم؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله، به ارائه دیدگاه‌های علمی و تخصصی خود پرداختند. همچنین ایرج رسولان؛ مدیر امور فنی و نظارت بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و امیرکیوان صالحی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه و دبیر کارگروه افزایش تاب‌آوری کلان‌شهر تهران، ابعاد اجرایی، اقتصادی و شهرسازی ارزیابی و جبران خسارت را تشریح کردند.
در ابتدای نشست، بابک منصوری؛ رئیس پژوهشکده مدیریت خطرپذیری و بحران پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله و دبیر علمی نشست، با تأکید بر اینکه برآورد ریسک پیش از سانحه و ارزیابی خسارت پس از آن از ارکان اصلی چرخه مدیریت بحران است، گفت: مدیریت مؤثر بحران باید پیش از وقوع حادثه و با شناخت خطر، آسیب‌پذیری، جمعیت و دارایی‌های در معرض خطر آغاز شود. پس از وقوع سانحه نیز ابتدا به تخمین و ارزیابی سریع خسارت برای دوره پاسخ و سپس به ارزیابی‌های تفصیلی و تکمیلی برای بازتوانی و بازسازی نیاز داریم.
وی توسعه بانک‌های اطلاعات مکانی را یکی از پایه‌های اساسی این فرایند دانست و افزود: برای آنکه بتوان بلافاصله پس از وقوع یک زلزله یا بحران، تصویر نسبتاً دقیقی از آثار آن به دست آورد، باید از پیش اطلاعات مربوط به جمعیت، واحدهای مسکونی، گونه‌های ساختمانی، زیرساخت‌ها و میزان آسیب‌پذیری آنها در دسترس باشد. تلفیق این اطلاعات با شبکه‌های لرزه‌نگاری و سایر حسگرها می‌تواند امکان تولید نقشه‌های شدت و سپس تخمین سریع خسارت، تلفات و نیازهای اولیه و بلندمدت را فراهم کند.
بابک منصوری با اشاره به تجربه سامانه‌های بین‌المللی ارزیابی ریسک و خسارت اظهار کرد: کشورهای مختلف طی دهه‌های گذشته سامانه‌هایی را توسعه داده‌اند که از تحلیل خطر و ریسک تا برآورد آثار اقتصادی بحران را پوشش می‌دهند. در ایران نیز پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله مدل‌ها و سامانه‌هایی را برای تحلیل خطر، برآورد ریسک، تخمین سریع خسارت و ارزیابی تبعات اقتصادی توسعه داده است.
رئیس پژوهشکده مدیریت خطرپذیری و بحران پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله افزود: یکی از کاربردهای این مدل‌ها، مشخص‌کردن «شکاف مالی» ناشی از بحران برای دولت است؛ به این معنا که پیش از وقوع سانحه بتوان تخمین زد در سناریوهای مختلف چه میزان خسارت ایجاد می‌شود، ظرفیت بودجه عمومی و سازوکارهای بیمه‌ای تا چه اندازه پاسخگو هستند و از چه نقطه‌ای دولت با کمبود منابع برای جبران و بازسازی مواجه خواهد شد. این اطلاعات می‌تواند ابزار مهمی برای حکمرانی بحران و برنامه‌ریزی مالی پیش از حادثه باشد.
دبیر علمی نشست، کیفیت و دسترس‌پذیری داده را از چالش‌های اساسی کشور دانست و گفت: ایران از نظر دانش مدل‌سازی خطر و ریسک و ظرفیت علمی در موقعیت قابل قبولی قرار دارد و در برخی حوزه‌ها توانمندی‌های موجود قابل مقایسه با کشورهای پیشرو است؛ مسئله اصلی، تکمیل اطلاعات پایه، به‌ویژه داده‌های مکانی ساختمان‌ها و ایجاد زیرساخت همکاری و تبادل داده میان دستگاه‌های مختلف است.
بابک منصوری در ادامه به ظرفیت فناوری‌های نوین برای ارزیابی سریع خسارت اشاره کرد و افزود: تصاویر ماهواره‌ای، پهپادها، پردازش تصویر، یادگیری ماشین و یادگیری عمیق می‌توانند در مدت کوتاهی گستره خرابی را مشخص کنند. تجربه زلزله‌هایی مانند بم و سرپل‌ذهاب نشان داده است که با تلفیق داده‌های سنجش از دور و مدل‌های هوشمند می‌توان نقشه‌های خسارت را با سرعت و دقت قابل‌توجهی تولید و از آنها برای پاسخ اولیه و اولویت‌بندی عملیات استفاده کرد.
در ادامه نشست، عبدالرضا سروقد مقدم؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله، با تمرکز بر تجربه ارزیابی ساختمان‌ها در جنگ‌های اخیر گفت: کشور در زمینه ارزیابی ساختمان‌های آسیب‌دیده از زلزله، تجربه و ضوابط نسبتاً نظام‌یافته‌ای دارد، اما خسارت ناشی از انفجار و اصابت مستقیم، ویژگی‌هایی دارد که نمی‌توان آن را به‌طور کامل با همان روش‌های متداول زلزله ارزیابی کرد.
وی افزود: در ارزیابی خسارت باید میان «آسیب فیزیکی» و «خسارت و زیان» تمایز قائل شد. آنچه در یک ساختمان به‌صورت ترک، تخریب عضو سازه‌ای، آسیب اجزای غیرسازه‌ای یا از بین رفتن تجهیزات دیده می‌شود، بخشی از مسئله است؛ مرحله بعدی، تبدیل این آسیب به خسارت مالی و سپس سنجش آثار غیرمستقیم ناشی از توقف فعالیت، کاهش تولید، اختلال کسب‌وکار و از دست رفتن کاربری ساختمان است.
عبدالرضا سروقد مقدم تأکید کرد: در ارزیابی‌های متداول، تمرکز اصلی بر خسارت مستقیم ساختمان قرار دارد، در حالی که در برخی بحران‌ها خسارت‌های غیرمستقیم ممکن است چند برابر خسارت مستقیم باشند. برای مثال، از کار افتادن یک بیمارستان، واحد تولیدی یا زیرساخت حیاتی ممکن است از نظر فیزیکی آسیب محدودی داشته باشد، اما به دلیل توقف خدمات یا تولید، آثار اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای ایجاد کند.
وی ادامه داد: در جنگ، محل اصابت، نوع و شدت انفجار، توزیع آسیب در اجزای ساختمان و نوع کاربری سازه اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. دو ساختمان با ویژگی‌های ظاهراً مشابه ممکن است در اثر نحوه اصابت، آثار کاملاً متفاوتی را تجربه کنند. بنابراین تبدیل «درجه آسیب» به «میزان خسارت» در ساختمان‌های آسیب‌دیده از جنگ نیازمند توسعه و بومی‌سازی روش‌های تخصصی‌تر است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله همچنین بر ضرورت ترکیب روش‌های ارزیابی تأکید کرد و گفت: استفاده از بازدیدهای میدانی، تصاویر ماهواره‌ای، پهپاد، داده‌های اجتماعی و گزارش‌های مردمی، در کنار الگوریتم‌های هوشمند، می‌تواند سرعت و دقت ارزیابی را افزایش دهد. با این حال، ابزارهای هوش مصنوعی در شرایط فعلی بیشتر برای غربالگری، اولویت‌بندی و پردازش حجم بالای داده مناسب هستند و قضاوت نهایی مهندسی همچنان نیازمند حضور متخصص است.
وی افزود: برای حرکت به سمت یک نظام پیشرفته ارزیابی، باید مفاهیم و تعاریف استاندارد شوند، بانک اطلاعات پایه ساختمان‌ها تکمیل شود، داده‌های دستگاه‌های مختلف در یک محیط مشترک گردآوری شوند و تجربه‌های میدانی و گزارش‌های مردمی نیز برای اصلاح و کالیبراسیون مدل‌ها مورد استفاده قرار گیرند. همچنین ضوابط موجود باید با توجه به تجربه انفجارها و جنگ‌های اخیر بازنگری و تکمیل شوند.
در بخش دیگری از نشست، ایرج رسولان؛ مدیر امور فنی و نظارت بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، با تشریح تجربه میدانی ارزیابی و جبران خسارت گفت: بخش عمده دانش و ضوابط موجود در کشور طی سال‌های گذشته بر حوادث طبیعی، به‌ویژه زلزله، متمرکز بوده و تجربه جنگ‌های اخیر نشان داده است که این چارچوب‌ها باید متناسب با ماهیت متفاوت خسارت ناشی از انفجار بازنگری شوند.
وی یکی از تفاوت‌های مهم ارزیابی در جنگ را شرایط خود فرایند ارزیابی دانست و افزود: در بسیاری از موارد، ساختمان در محیطی ناپایدار قرار دارد، امکان حضور مالک یا ساکنان وجود ندارد و حتی امنیت ارزیاب نیز تضمین‌شده نیست. از سوی دیگر، کارشناسانی که عمدتاً با الگوهای خرابی ناشی از زلزله آموزش دیده‌اند، هنگام مواجهه با آثار اصابت و انفجار با مسائل متفاوتی روبه‌رو می‌شوند؛ ازاین‌رو لازم است تجربه‌های موجود به دستورالعمل‌ها و دستنامه‌های اجرایی مشخص برای مهندسان و ارزیابان تبدیل شود.
ایرج رسولان با تأکید بر اهمیت فناوری‌های نوین گفت: سنجش از دور، پهپاد و سامانه‌های هوشمند ظرفیت بالایی برای ارزیابی دارند، اما در جنگ ممکن است محدودیت‌های امنیتی، ارتباطی یا دسترسی به اینترنت استفاده از آنها را محدود کند. علاوه بر این، نباید نقش ارتباط مستقیم ارزیاب با خانواده آسیب‌دیده نادیده گرفته شود؛ زیرا حضور کارشناس و ارائه توضیح و اطمینان به شهروند، خود بخشی از فرایند بازتوانی روانی و اجتماعی پس از بحران است.
وی افزود: یکی از الزامات ارزیابی عادلانه، آموزش اولیه و هماهنگ همه تیم‌های ارزیاب است تا برداشت آنها از شدت آسیب تا حد امکان یکسان شود. در کنار آن، کنترل مجدد بخشی از ارزیابی‌ها، استفاده از فرم‌های استاندارد و بهره‌گیری از سامانه‌های دیجیتال می‌تواند اختلاف نظر کارشناسان و مراجعه‌های تکراری را کاهش دهد.
مدیر امور فنی و نظارت بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، از توسعه سامانه‌های خوداظهاری و اپلیکیشن‌های ارزیابی به‌عنوان یکی از تجربه‌های جدید یاد کرد و گفت: شهروندان می‌توانند اطلاعات اولیه خسارت را از طریق سامانه ثبت کنند و این اطلاعات به شناسایی مناطق دارای بیشترین تقاضا و اولویت‌بندی اعزام تیم‌های ارزیاب کمک می‌کند. همچنین دیجیتالی‌شدن فرم‌ها، اتصال آنها به اطلاعات هویتی و مکانی و جلوگیری از ثبت چندباره یک واحد، سرعت و قابلیت رهگیری فرایند را افزایش داده است.
وی در عین حال تأکید کرد: شرایط اقتصادی در زمان جنگ می‌تواند حتی ارزش ریالی خسارت را در فاصله‌ای کوتاه تغییر دهد و این مسئله باید در جبران خسارت مورد توجه قرار گیرد. ازاین‌رو، بهره‌گیری از داده‌های مکانی موجود و اتصال بانک‌های اطلاعات دستگاه‌ها می‌تواند به افزایش سرعت و دقت ارزیابی کمک کند.
در ادامه نشست، امیرکیوان صالحی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه و دبیر کارگروه افزایش تاب‌آوری کلان‌شهر تهران، با تمرکز بر تجربه تهران در جنگ اخیر گفت: در ارزیابی ساختمان‌های آسیب‌دیده از انفجار، تشخیص درست میان تخریب کامل، تخریب موضعی، نیاز به مقاوم‌سازی و تعمیر، تأثیر مستقیمی بر میزان منابع مورد نیاز و سرعت بازگشت ساختمان به چرخه استفاده دارد.
وی افزود: ماهیت بارگذاری انفجار با زلزله متفاوت است. در انفجار، تمرکز شدید نیرو در یک نقطه می‌تواند چند عضو یا قاب سازه‌ای را به‌شدت تخریب کند، در حالی که سایر بخش‌های سازه آسیب محدودی دیده باشند. بنابراین صدور حکم تخریب کامل صرفاً بر اساس مشاهده خرابی شدید در بخشی از ساختمان، بدون بررسی دقیق رفتار کل سازه، می‌تواند منابع و زمان بازسازی را تحت تأثیر قرار دهد.
امیرکیوان صالحی تصریح کرد: نوع تصمیم کارشناسی علاوه بر آثار فنی، پیامدهای اقتصادی و شهرسازی نیز دارد. تخریب و نوسازی کامل ممکن است زمان و هزینه بسیار بیشتری نسبت به مقاوم‌سازی و تعمیر موضعی تحمیل کند. ازاین‌رو، در شرایط محدودیت منابع، ارزیابی کارشناسی باید تا حد امکان دقیق، مستند و مبتنی بر معیارهای روشن باشد تا نیاز واقعی هر ساختمان مشخص شود.
وی همچنین پیشنهاد کرد مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری با استفاده از ظرفیت علمی و ارتباط خود با نظام برنامه‌ریزی کشور، در تدوین و پشتیبانی علمی ضوابط مرتبط با ساختمان‌های ایمن و ارزیابی خسارت نقش فعال‌تری ایفا کند و از طریق تشکیل اتاق‌های فکر تخصصی، ارتباط میان مراکز تولید دانش، دستگاه‌های تدوین‌کننده ضوابط و نهادهای اجرایی را تقویت کند.
امیرکیوان صالحی در پایان بر مفهوم «پایداری» در کنار تاب‌آوری تأکید کرد و گفت: در بحران‌های بزرگ، گاهی هدف نخست این نیست که شهر یا سازمان فوراً به صددرصد عملکرد پیش از بحران بازگردد، بلکه مهم آن است که از فروپاشی جلوگیری شود و حداقل کارکردهای حیاتی استمرار یابد؛ ازاین‌رو توجه هم‌زمان به پایداری و تاب‌آوری می‌تواند چارچوب دقیق‌تری برای برنامه‌ریزی بحران فراهم کند.
در بخش پایانی نشست، کارشناسان و صاحب‌نظران حاضر نیز بر ضرورت عبور از نگاه صرفاً پس از حادثه و تقویت ارزیابی ریسک پیش از بحران تأکید کردند. در این بخش مطرح شد که کشور به یک شناسنامه یکپارچه از مخاطرات، آسیب‌پذیری‌ها، دارایی‌ها و زیرساخت‌های در معرض خطر نیاز دارد تا به‌جای ارزیابی‌های جزیره‌ای برای هر مخاطره، امکان برنامه‌ریزی مبتنی بر ریسک و تخمین سریع‌تر خسارت پس از وقوع بحران فراهم شود.
جمع‌بندی مباحث نشست نشان داد که ارتقای نظام ارزیابی خسارت در کشور نیازمند تلفیق سه حوزه است: دانش و فناوری برای مدل‌سازی، سنجش از دور و پردازش داده؛ تجربه میدانی و قضاوت کارشناسی برای تشخیص دقیق نوع آسیب؛ و سازوکارهای نهادی برای استانداردسازی، به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات و تبدیل ارزیابی‌ها به تصمیم‌های مالی و اجرایی. در چنین چارچوبی، ارزیابی خسارت صرفاً تهیه یک عدد پس از بحران نیست، بلکه بخشی از فرایند کاهش ریسک، پاسخ، بازتوانی و بازسازی بهتر از قبل است.
شایان ذکر است دویست‌وپنجاه‌وچهارمین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری روز چهارشنبه، ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵، به‌صورت حضوری و مجازی در سالن جلسات دکتر حسین عظیمی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری و با همکاری پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله برگزار شد.

 


سه شنبه 17 شهریور 1405 (3 ساعت قبل )
تاریخ تاسیس مرکز پژوهش های توسعه و آینده نگری به ابتدای مرداد ماه سال 1397 "ه ش" باز می گردد. این مرکز پژوهشی پس از دوران تاسیس و استقرار، اکنون به عنوان یک نهاد مستقل علمی ذیل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مرحله ی تثبیت ماموریت های خود قرار دارد و در این دوره تلاش کرده است با ساختاری چابک و منعطف به عنوان مرکز تخصصی با مطالعه بر دو کارویژه "توسعه و آینده نگری ایران اسلامی" با مشارکت نهاد های علمی کشور به عنوان مشاور علمی و امین دولت جمهوری اسلامی ایران در تمامی سطوح عمل نماید.
بازدید امروز
6,412
بازدید دیروز
8,389
بازدید کل
7,200,492